واکنش کنگره درقبال باتلاق ایران برای ترامپ

«فارن افرز» نوشت، شاید ترامپ به برخی از اهداف جنگی خود دست یافته باشد اما اهداف جاه‌طلبانه‌تر همچون یک راه‌حل قطعی برای مساله هسته‌ای، بازگشایی تنگه هرمز و فروپاشی دولت ایران، دست نیافتنی باقی مانده‌اند.

به گزارش تحریریه، نشریه آمریکایی «فارن افرز» در تحلیلی با عنوان «کنگره چگونه می‌تواند از باتلاق در ایران جلوگیری کند» آورده است:

اوایل این ماه، دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و سنا قطعنامه‌هایی را پیشنهاد کردند که به دنبال بازگرداندن کنگره به فرآیند جنگ‌سازی و محدود کردن توانایی دونالد ترامپ برای ادامه کارزار هوایی علیه ایران بودند. دموکرات‌ها درست می‌گفتند که در یک دموکراسی قانون اساسی، هر تصمیم بزرگ جدید در مورد یک عملیات نظامی مهم باید ابتدا توسط شاخه دولتی مردم مورد بحث و تصویب قرار گیرد. انجام این کار، امکان غافلگیری تاکتیکی یا مفاهیم نوآورانه جنگی را سلب نمی‌کرد؛ بلکه صرفاً استفاده از انواع خاصی از نیروها را توسط ایالات متحده در تقابل با جمهوری اسلامی مجاز می‌کرد.

اما قطعنامه‌های دموکرات‌ها ناکافی بودند. آن دواقدام درعمل یک امتیاز دهی بودند و تلاشی برای وادار کردن ترامپ به توقف کارزار تا زمانی که کنگره برای بحث کامل و رأی‌گیری در مورد یک قطعنامه مناسب وقت داشته باشد. آنها هیچ اشاره‌ای به آنچه که قطعنامه آینده ممکن است به دنبال دستیابی به آن باشد، نکردند.

مساله هسته‌ای ایران بیش از دو دهه است که وجود دارد و جمهوری اسلامی ۴۷ سال است که چالشی گسترده‌تر ایجاد کرده است. درخواست‌های دموکرات‌ها برای توقف بمباران ایران تا کنگره بتواند یک بحث سیاستی تأخیری داشته باشد، استفاده بهینه از قدرت قوه مقننه نیست؛ در عوض، به طور موثر معادل برگزاری همه‌پرسی در مورد ترامپ است. مهم‌تر از آن، در این مقطع، قطعنامه‌ها ایالات متحده را بدون جهت‌گیری رها می‌کنند و همچنان به طور کامل به ترامپ برای اتخاذ تمام تصمیمات کلیدی در مورد مسیر آینده جنگ متکی هستند. قطعنامه پیشنهادی اخیر سناتور جمهوری‌خواه لیزا مورکوفسکی تا حدودی بهتر است اما فقط خواستار مشاوره و گزارش به کنگره است؛ این قطعنامه به دنبال اعمال پارامترهای مورد نیاز برای مداخله نظامی آینده ایالات متحده علیه ایران نیست.

رویکرد بهتر، تأیید عطف به ماسبق کارزار هوایی ترامپ تا به امروز، از جمله حملات آن به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، اما ممنوعیت تشدید تنش در مقیاس بزرگ است که شاید شامل نیروهای رزمی زمینی باشد و مخالفت با یک کارزار هوایی با مدت نامشخص با هدف غیرقابل تحقق برانگیختن تغییر رژیم از طریق هوا باشد. مطمئناً، هرگونه قطعنامه پیشنهادی از این دست تنها نقطه شروعی برای بحث کنگره خواهد بود، که در مقابل دیدگان عموم آمریکایی‌ها برگزار می‌شود، همانطور که برای زمانی که یک دموکراسی عمیق‌ترین مسائل ملی جنگ و صلح را در نظر می‌گیرد، مناسب است. اما این نقطه‌ای با هدف، مبتنی بر تحلیل سیاست‌گذاری سالم، به جای صرفاً بیان مبهم نارضایتی از روند کنونی رویدادها خواهد بود.

بسیاری از آمریکایی‌ها ممکن است ترجیح داده باشند که این جنگ هرگز آغاز نشود. اما اکنون که آغاز شده است، راه بازگشتی وجود ندارد. علاوه بر این، هر رئیس‌جمهور ایالات متحده از زمان جورج دبلیو بوش، حق تعیین اینکه آیا و چه زمانی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دست به حمله بزند را به خود اختصاص داده و هیچ تضمینی مبنی بر اینکه کنگره در این تصمیم نقشی خواهد داشت، ارائه نکرده است. انتخاب ترامپ برای جنگ با ایران ممکن است بهینه باشد یا نباشد، اما کنار گذاشتن کنگره توسط او در این فرآیند نه رادیکال است و نه کاملاً غیرمنتظره. قطعنامه باید این واقعیت اساسی را بپذیرد.

با این حال، همانطور که در روزهای اخیر به طرز دردناکی روشن شده است، پایان جنگ بسیار دور به نظر می‌رسد. ترامپ بین ترجیح توقف فوری خصومت‌ها و ترجیح تغییر رژیم ایران از طریق برانگیختن قیام مردمی در نوسان است؛ اسرائیل حتی قوی‌تر به سمت هدف دوم گرایش دارد، هرچند که امیدوارکننده نباشد. به نظر می‌رسد برخی از اهداف جنگ، مانند عقب‌انداختن جدی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و آسیب جدی به نیروی دریایی آن، در مسیر تکمیل قرار دارند. اما اهداف جاه‌طلبانه‌تر همچون یک راه‌حل قطعی برای مسئله هسته‌ای، بازگشایی تنگه هرمز، و فروپاشی دولت ایران، دست نیافتنی باقی مانده‌اند.

برای دستیابی به این اهداف، ترامپ ممکن است وسوسه شود که یک تهاجم زمینی را آغاز کند و هدف اعلام شده او یعنی تغییر رژیم، این سناریو را کاملاً محتمل می‌سازد، همانطور که جابجایی هزاران سرباز اضافی ایالات متحده به منطقه نیز این موضوع را تأیید می‌کند. ایالات متحده تنها با قرار دادن نیروها بر روی زمین (مانند پاناما در سال ۱۹۸۹ و عراق در سال ۲۰۰۳)، با همکاری یک متحد مسلح بومی قوی (مانند اتحاد شمال در افغانستان در سال ۲۰۰۱)، یا با نابود کردن یک جامعه دشمن برای سال‌ها از طریق قدرت هوایی و دریایی جامع (مانند جنگ جهانی دوم علیه ژاپن) به تغییر رژیم دست یافته است. هیچ یک از این شرایط در حال حاضر در ایران وجود ندارد.

رد کردن تهاجم زمینی توسط قطعنامه کنگره، ترامپ را از چندین گزینه برای عملیات زمینی محدود که در روزها و هفته‌های اخیر مطرح شده است، محروم نخواهد کرد. به طور خاص، ممنوعیت نیروی تهاجمی، مانع از یک حمله بزرگ به تأسیسات هسته‌ای ایران توسط نیروهای ویژه ایالات متحده نخواهد شد. همچنین امکان تصرف جزیره خارگ، مرکز تجارت نفت ایران، یا ایجاد یک حضور زمینی در امتداد سواحل ایران در نزدیکی تنگه هرمز را از بین نمی‌برد. مشخص نیست که آیا هر یک از این گزینه‌ها در حال حاضر توصیه می‌شود یا خیر، اما وظیفه کنگره نیست که یک استراتژی دقیق تدوین کند یا نقش رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده کل قوا را تقلید کند. وظیفه آن، تعیین پارامترهای کلی درگیری است.

به سوی پایان بازی

از آنجایی که یک درگیری زمینی بزرگ علیه ایران تقریباً به طور قطع تحت ماده ۱ قانون اساسی ایالات متحده جنگ محسوب می‌شود، کنگره در چارچوب حقوق خود برای رسیدگی به این موضوع قرار دارد. در واقع، حتی عملیات فعلی نیز با توجه به ماهیت جاه‌طلبانه اهداف آن، که مستلزم مجوز کنگره است، باید به عنوان یک جنگ تلقی شود.

صرف نظر از اینکه دولت این عملیات را جنگ می‌نامد یا خیر، ترامپ تنها برای مدتی می‌تواند هنگام استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور، کنگره را نادیده بگیرد. قطعنامه اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ به رئیس‌جمهور ایالات متحده یک پنجره ۶۰ تا ۹۰ روزه برای انجام عملیات نظامی عمده بدون تأیید کنگره می‌دهد. عملیات فعلی در حال حاضر تقریباً در نیمه راه این نقطه قرار دارد.

یک قطعنامه کنگره از نوع پیشنهادی در اینجا دارای چندین مزیت اساسی خواهد بود. این امر از تشدید احتمالی عمده جنگ جلوگیری می‌کند بدون اینکه پیگیری اهداف قابل دستیابی و مطلوب را به خطر بیندازد، در حالی که ترامپ را به وعده‌های قبلی خود برای اجتناب از باتلاق‌های نظامی پایبند نگه می‌دارد. (ایران کشوری با نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر جمعیت یعنی سه برابر جمعیت عراق یا افغانستان است.) همچنین خطر فرسایش آمادگی نظامی ایالات متحده برای درگیری‌های بالقوه دیگر و تضعیف بازدارندگی در اروپا و آسیا-اقیانوسیه را کاهش می‌دهد.

فراتر از آن، این قطعنامه می‌تواند شانس پایان جنگ را در عرض چند هفته بهبود بخشد و از بحران طولانی‌مدت جهانی انرژی جلوگیری کند. چنین اقدامی از حمایت گسترده عمومی آمریکا برخوردار خواهد بود و احتمالاً حمایت قابل توجه جمهوری‌خواهان در کنگره را جلب خواهد کرد. در نهایت، این امر کنگره را به مشارکت در تصمیم‌گیری در مورد مسائل جدی ملی جنگ و صلح بازگردانده و در عین حال به ترامپ اجازه می‌دهد تا موفقیت خود را در این عملیات نظامی در مقایسه با اهداف مشخص شده، به ویژه تضعیف جدی نیروهای هسته‌ای و موشکی ایران، ادعا کند.

اگر کنگره مایل باشد، می‌تواند این قطعنامه را به قطعنامه بودجه تکمیلی که پنتاگون احتمالاً ظرف چند روز به کپیتال هیل ارسال خواهد کرد، ضمیمه کند. بر اساس گزارش‌های مطبوعاتی، این درخواست ممکن است در مجموع ۲۰۰ میلیارد دلار برای جنگی باشد که احتمالاً تاکنون حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه داشته است. کنگره به جای تأیید کامل ۲۰۰ میلیارد دلار (که به طور ضمنی تداوم یا تشدید درگیری را تأیید می‌کند)، می‌تواند ۶۰ تا ۷۵ میلیارد دلار را تأیید کند. این مبلغ برای ادامه عملیات در مقیاس فعلی تا آوریل و می کافی خواهد بود. ترامپ پس از آن مجبور خواهد شد در صورت ادامه جنگ پس از آن نقطه، درخواست و توجیه دیگری برای قطعنامه و بودجه اضافی ارائه دهد.

مایه تأسف است که ترامپ بدون مشورت اولیه با کنگره دست به یک عملیات نظامی بزرگ زد. اما او در این زمینه همراهان زیادی دارد و علاوه بر این، راه بازگشتی هم وجود ندارد. دموکرات‌ها و دیگر منتقدان ترامپ باید به جای بازنگری صرف در تصمیماتی که قبلاً گرفته شده‌اند، یک جایگزین سیاستی آینده‌نگر تدوین کنند.

*متن فوق صرفا ترجمه تحلیل نشریه آمریکایی است و بیانگر دیدگاه تحریریه نیست.

پایان/

۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34804

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • علی خوشبخت IR ۰۹:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
      0 0
      آمریکا قبلا دو بار بمب اتم را استفاده کرده و با نابود کردن دو شهر ناکازاکی و هیروشیما، ژاپن را وادار به تسلیم کرد. اما در جنگ با ایران با وجود کلاهکهای اتمی فراوانی که دارد و نیز آسیبهای جدی که به پایگاههای نظامی اش در منطقه و همچنین ماشین جنگی اش وارد شده، هنوز به فکر استفاده از بمب هسته ای نیفتاده. چرا؟
      • مهدی IR ۲۰:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
        0 0
        چون بمب اتم سلاح نزدنه